با عرض سلام و پوزش بدلیل آپدیت شدن دیر وبلاگ که علت اون هم تغییر مکان بنده بود به جایی که به اینترنت پر سرعت دسترسی داشته باشم در هر حال سعی میکنم زودتر به روز کنم
امروز میخواهم در مورد این موضوع مهم بنویسم یعنی آینده نگری کردن و در آینده زندگی کردن بیشتر آدم ها بجای اینکه آینده نگری کنند در آینده زندگی میکنند مثلا تصور میکنند الان آینده است الان آخرین مدل ماشین زیر پاشون هست به محبوبشون رسیده اند و … البته این خیال بافی تا جاهاییش ایراد که نداره هیچ بسیار خوب و عالی هم هست و توصیه میشه ولی اگر از حدش گذشت و باعث عدم فعالیت برای فرد شد بسیار بد میشود
آینده نگر بودن یعنی هدف داشتن یعنی اینکه قرار است فردا به چه چیزی برسیم چه برنامه ریزی الان کرده ایم و به چه میخواهیم برسیم ، سپس به سمت هدفی که برای خودمون مشخص کردیم حرکت کنیم خوب در اینجا مقداری خیال بافی و در آینده زندگی کردن هم مفید است یعنی برای اینکه لذت رسیدن به هدف را پیدا کنیم خود در شرایط و ووضعیتی که قراره ۱۰۰٪ در آینده به اون برسیم قرار بدیم و از لذتی که میبریم انرژی برای حرکت به سمت همون هدف را داشته باشیم اما این قضیه بسیار حساس است و با رویا پردازی فاصله کمی دارد به همین دلیل باید مواظب باشیم به این قضیه عادت نکنیم و بجای اینکه تمام وقت و انرژی برای رسیدن به هدف خود بزاریم تمام وقت در آینده زندگی کنیم و روزی را تصور کنیم که به هدف رسیدیم و به همین منوال ساعت ها از عمرمون بگذره و بعد بیدار بشیم ببینیم که هنوز هیچ کاری نکرده ایم. این خیال بافی باز ۲ نوع داره خیال بافی که فقط  وقتمون را هدر میده و خیال بافی که شاید ضررهای دیگر هم بزنه به عنوان نمونه فردی یه قدرت بدنی داره .. چند روز دیگه قراره بره مسافرت بعد تو خیالش همچنین چیزی میپرورانه که در مسافرت یوهو یه درختی یا ستونی چیزی به سمت زمین سقوط میکنه و زیر اون هم یه دختری ( مثلا پولدار ) ایستاده و این فرد با قدرتی که داره جلوی این درخت را میگیره بعد خیال میکنه بعدا با این ازدواج میکنه ببینید چقدر واهی و پوچ یا مثلا کسی انتظار محبوبی را داره بعد میشینه خیال بافی میکنه آره به اون رسیده بعد اون با یک لباس محرک میاد جلوش بعد این وسط روابطی ایجاد میشه و با تفکری که داره میکنه یه عمل ناشایستی هم صورت میگیره و کلی قوای بدنش از بین میره واسه هیچ و پوچ واسه چیزی که اصلا نیست یعنی اگر به عنوان یک شخص سوم به اون نگاه کنیم ( که ندانیم هم در چه فکریه ) شخصی را میبنیم که داره راه میره یا نشسته یه نقطه را نگاه میکنه و همه این اتفاقات در افکار او داشته میگذشته
پس سعی کنیم هر موقع دچار این توهمات شدیم خود را سریع جای اون شخص سوم بگذاریم و ببینیم خودمون هستیم یک اتاق مثلا و یکسری لوازم نه از ماشین مدل بالا خبری هست- نه محبوب زیبا و نه … و در همون لحظه با این بیاندیشیم که قرار به تمام این ها برسیم و سپس شرایط رسیدن به آن ها را فراهم کنیم