در زندگی روزمره بسیار پیش آمده است که نتایجی که انتظار داریم نبینیم با اینکه بسیار برای کاری تلاش کرده ایم شاید اونقدر که مطمئن باشیم که اون کار ۱۰۰٪ خواهد شد ولی هنگام دیدن نتیجه کارمون،  چیزی خلاف آن چیزی که پیش بینی کرده بودیم را میبینیم در اینجا اگر انسان از دسته اول باشه که این اتفاق برایش بسیار گران تموم شده و چنان از این اتفاق ناراحت میشه که انگار همه چیزش را از دست داده ، بسیار بد است که انسان تک بعدی باشه یعنی روی یک مساله خاصی تاکید کنه و تمام وقت و ذهنشو روی اون کار بزاره و موقعی که به نتیجه نرسید خودش را داغان کنه
و در این شرایط اگر آدمی از دسته دوم باشه، این اتفاق را از قبل پیش بینی میکرده.  یا بهتر بگم اصلا شاید این فرد کاری نکنه که بخواد توش موفق بشه یا شکست بخوره و اگر هم سر موضوعی یا اینکه تحت تاثیر جمع مبادرت به انجام کاری بکنه با اون تفکر منفی که داره، شکست را یه چیز قطعی میدونه و از قبل پیش بینیشا میکنه و با این تفکر که جلو میره و قطعا هم شکست میخوره به تفکر غلط و باطل خودش بیشتر اطمینان میکنه، چون فکر میکرده شکست میخوره و این اتفاق هم افتاده( چون هر چیزی آدم فکر میکنه براش اتفاق میوفته ) در کاری هم که انجام میده در ۹۰٪ با شکست مواجه خواهد شد
حال دسته سومی چه وضعیتی خواهد داشت؟ بزارید نوع تفکر انسان دسته سومی را قبل از انجام هر کاری بگم
انسان دسته سوم شکست را یکی از مراحل انجام کار میدونه یعنی اینکه در انجام کاری ( اونم کاری که برای اولین بار داره انجام میده ) احتمال اینکه ممکنه موفق نشه را میده و اصلا این را هم عیب و بد نمیدونه و شکست خوردن را آسمون به زمین اومدن تلقی نمیکنه. با فرض این احتمال و با تفکر مثبت و مطمئنی که در موفق شدن اون کار داره،  کار را شروع میکنه و جلو میره و جالب با این تفکر مثبت شاید هم  شکست بخوره.  در این لحظه چه میکنه؟؟ قبل از اینکه مثل اون دو دسته قبل بخواهد خودشا نابود کنه یا علت این شکست را تقدیر یا بخت بدش بدونه مراحل کار بررسی میکنه و میبینه کجای کار را اشتباه کرده، حتی اگر اون خیلی جزئی باشه و این در ذهنش میمونه. بنابر این در کار مشابه بعدی قطعا بابت این مشکل با شکست رو به رو نمیشه و اینجاست که می گوییم یک قدم به پیروزی نزدیک تر شده ایم. اگر مثلا ۱۰ راه جلوی ماست هنگامی که راه اول را اشتباه رفتیم حال ۹ راه میمونه تا موفقیت ، اما مشکل جایی درست میشه که انسان های دسته اول ( به همون دلیل فکر کردن کامل بودن ) اصلا چیزی به عنوان شکست برایشان تعریف نشده است و جالب اینجاست در اکثر مواقع در کاری که اصلا تجربه ای ازش ندارند و برای بار اول قراره اون کار را انجام بدند انتظار دارند پیروز بشند. یک خود مطمئنی کاذب و انسان های دسته دوم اگر به هر دلیلی ( جز خواسته میلشان ) کاری را انجام میدهند چون بدبختی را جزئی از خودشان میدونند با این تفکر، قطعا شکست را میخورند و علاوه بر اینکه این بدبخت بودن را به خودشان اثبات میکنند دیگر مبادرت به انجام اون کار نمیکنند و اینجور نتیجه گیری میکنند که توانایی این نوع کار را ندارند در صورتی که این اولین باری است که اینکار را دارند تجربه میکنند
همیشه به شاگردانم توصیه میکنم برای یاد گرفتن (کامپیوتر) خراب کنید اصلا یادگیری موقعی اون درجه واقعا عالی خودشا پیدا میکنه که مشکل یا مساله ای بوجود بیاد و فرد این مشکل را حل کنه
کودکی خود را بیاد آورید زمانی که یک کودک برای اینکه راه رفتن بیاموزد بارها و بارها زمین میخورد اما مجددا بلند میشود و اینکار را آنقدر انجام میدهد تا بتواند روی پاهایش راه برد. مساله خیلی ساده است زندگی روزمره و فعالیت های ما هم باید همین گونه باشد اون کاری که دوست داریم و برای ما لذت بخش است، هدفی که در پیش داریم باید همانند آن کودک باشیم که بارها و بارها زمین میخورد اما مجددا بلند میشود تا به هدفمان برسیم. موضوع اینجاست که انسان وقتی بزرگ میشوند برای انجام دادن کارها بسیار حساب و کتاب میکند و تمام امور مربوط به آن کار را بالا و پایین میکند سپس قدم برمیدارند با این دیدگاه انتظار دارند برای اولین بار هم که اینکار انجام میدهند (با بررسی هایی که کردند) قطعا موفق شوند و فکر یا احتمالی به عنوان شکست باقی نمیگذارند و چنانچه با شکست رو به رو میشوند ( و قطعا بررسی هایشان خیلی دقیق و ۱۰۰٪‌نبوده ) سریع خود را میبازند و ضربه سنگینی به آن ها وارد میشود و این شاید علتش این بوده که تا ۹۹٪ همه موضوعی را بررسی کرده و تنها همان ۱٪ که بررسی نکرده علت شکست او شده اما این حرف الان من نیست که برای انجام کارهایتان بصورت ۱۰۰٪  قبلش همه چیز را سبک و سنگین بکنید میخواهم بگویم شکست را جزئی از مراحل کار بدونید و چیز خیلی بد و ناگوار تلقی نکنید. از شکست خوشحال شوید چون شکست نقطه ای خواهد شد برای رفع بسیاری از نواقص و با این شکست است که شما نقاط ضعف و قوت خود را متوجه میشوید و اگر انسان ذهن آزاد با تفکر مثبتی باشید نواقص خود را ۱- میپذیرید ۲- جزء تغییر نیافتنی از خودتون نمیدونید ۳- در رفع اون نقص می کوشید  با این اعداد ۱،۲٫۳ دقیقا میخواستم ویژگی سه دسته از انسان ها را هم بیان کرده باشم
اگر انسان شکست نخورد نحوه شکست دادن را نمی آموزد.
اگر تفکر شما این چنین باشد از شکست ها ناراحت نخواهید شد بلکه قدمی به سمت پیروزی خواهید دانست و با انگیزه بیشتری جلو میروید فقط باور داشته باشید که همه کاری میتوانید انجام بدهید
پس زندگی شما بسیار آرام و شاد خواهد بود